حکمتهايي از اميرالمومنين علي عليه السلام در مورد علم
العلم وارثةكريمة و الآداب حلل مجددة و الفكر مرآة صافية
(نهجالبلاغه، حكمت 5)
دانش، ميراثي گرانبها وآداب، زينتي دايمي و فكر، آيينهاي است صاف و شفاف.
العلم وارثه كريمه و الآداب حلل حسان و الفكر مرآه صافيه و الاعتبارمنذر ناصح و كفي بك ادبا لنفسك
تركك ماكرهته لغيرك
(حكمت 365)
دانش، ميراثي ارزشمند و آداب، زيوري نيك و فكر، آيينهاي درخشنده و شفاف و حوادث عبرتانگيز بيم دهنده و اندرزگوست و براي تاديب خويشتن همين بس كه آنچه براي ديگران نميپسندي ترك كني.
سئل عن الخير ما هو؟ فقال عليه السلام: ليس الخيران يكثر مالك وولدك ولكن الخير ان يكثرعلمك
(نهجالبلاغه، حكمت 94)
از امام عليهالسلام سؤال شد كه خير چيست؟ در جواب فرمودند: خير اين نيست كه دارايي و فرزندانت زياد شود، بلكه خير آن است كه دانش و علمت افزون گردد.
ان اولي الناس بالانبياء اعلمهم (اعملهم) بما جاؤوا به ثم تلاعليه السلام: ان اولي الناس بابراهيم للذين
اتبعوه و هذا النبي والذين آمنوا
(نهجالبلاغه ، حكمت 96)
نزديكترين مردم به پيامبران كساني هستند كه به تعاليم انبيا آگاهترند سپس اين آيه را تلاوت فرمود: نزدكترين مردم به ابراهيم كساني هستند كه از او پيروي كنند و اين پيغمبر و امتش كه اهل ايمانند.
لاشرف كالعلم.
(نهجالبلاغه ، حكمت 113)
هيچ شرافت و ارزشي همانند علم نيست.
فبادروا العلم من قبل تصويح نبته و من قبل ان تشغلوا بانفسكم عن مستثار العلم من عند اهله.
(نهجالبلاغه ، خطبه 105)
در فراگيري دانش پيش دستي كنند، قبل از آن كه درخت آن بخشكد و پيش از آن كه استفاضه علم از اهلش وامانده و به خود مشغول گرديد.
واكثر مدارسه العلماء و مناقشه الحكماء في تثبيت ماصلح عليه امر بلادك و اقامه مااستقام.
به الناس قبلك.
(نهجالبلاغه ، نامه 53)
با دانشمندان، زياد به گفتگو بنشبن و با حكما و انديشمندان، بسيار به بحث بپرداز درباره امور كه به وسيله آن وضع كشورت اصلاح ميشود و درباره آنچه موجب قوام كار مردم پيش از تو بوده.
ولايستحين احد اذا لم يعلمي الشيء ان يتعلمه.
(نهجالبلاغه ، حكمت 82)
اگر چيزي را نميدانيد،از فرا گرفتن آن خجالت نكشيد.
كل وعاء يضيق بما جعل فيه الاوعاء العلم فانه يتسع به.
(نهجالبلاغه ، حكمت 205)
هر ظرفي با ريختن چيزي در آن از گنجايش و فراگيرياش كم ميشود مگر پيمانه علم كه هر چه در آن از دانش قرار داده شود وسعت و فراگيرياش افزون ميگردد.