ريسك سرمايه‌گذاري

هر طرح سرمايه گذاري توام با ريسك است. ريسك معمولاٌ نتيجه عدم پيش بيني نيست، بلكه ناشي از چشم پوشي برخي از جوانب است. در هر مرحله از مراحل تبديل ايده تا محصول تجاري‏، ريسكهاي مختلفي را مي‌توان رديابي كرد. تركيب و اهميت هر يك از اين ريسكها در مراحل مختلف سرمايه گذاري متفاوت است. ريسك را مي‌توان به صورت زير تعريف كرد:

تعريف ريسك: ريسك بدين معني است كه نمي‌دانيد كه در حال انجام چه كاري هستيد.

هنگاميكه همه فرصتهاي موجود همراه با ريسك باشد، بزرگترين ريسك از دست دادن آن فرصتها است. وجود ريسك حتمي است و اجتناب از آن غير ممكن، مديريت ريسك كليد اصلي در مواجهه شدن با ريسك و گزير از آن است. در اين قسمت سعي مي‌شود با تبيين انواع ريسكهاي مختلف و مراحل مختلف تبديل يك ايده به يك طرح تجاري‏، مدلهاي مختلف محاسبه ريسك يك پروژه بررسي شود.

نقش اقتصادي انكوباتورها:

انكوباتورها يك مدل پايه سازماني جديداند و خصوصاً براي ايجاد ارزش و ثروت در اقتصاد جديد مناسبتراند. انكوباتورها وسيله اي براي تبديل جوامع صنعتي به جوامع مبتني بر دانش هستند. ]نشريه هاروراد بيزينس ريويو[

مطالعات محدودي كه در سطح كلان انجام پذيرفته است اين حقيقت را روشن مي‌كند كه تأسيس انكوباتورهاي فناوري، محيطي براي پرورش موسسات نوپا  و رشد بنگاههاي فناوريگرا فراهم مي‌كند. آنها انتقال فناوري را آسان ميكنند و بعنوان ابزاري نوآورانه براي تسخير فناوري  جهت توسعةاقتصادي منطقهاي بكار مي‌روند.

انكوباتور كسب و كارهاي كوچك, روش تشويق انعطاف‌پذيري براي توسعه كسب و كار هاي جديد و توسعه اقتصاد محلي است. انكوباتورها كمك مي‌كنند در حوزه هاي خاصي شركتهاي زيادي تكثير شوند و صنعت جديدي بوجود آيند. سازمانهاي زيادي براي موفق عمل كردن انكوباتورها تلاش مي‌كنند. و انكوباتورها اولين نقطه اتصال سازمانهاي دولتي و غير دولتي به منظور پرورش فناوري و تجاري سازي آن است.

 

اقتصاد

علوم

كسب

و كارهاي كوچك

نوآور

شبكه انكوباتورها فناوري

شركتهاي زايشي

از دانشگاه

شركتهاي زايشي

از صنعت


مدل مفهومي از جايگاه انكوباتورهاي فناوري در اقتصاد كشور، در زير آمده است.

شركتهاي برزاده[1] شركتهايي هستند كه با در دست گرفتن يك فناوري محوري از موسسه مادر بزرگتر مانند دانشگاه, پژوهشگاه و سازمان جدا شده و خود تشكيل شركت مستقل مي دهند. اين شركتها همواره روابط خود را با موسسه مادر حفظ مي‌كنند.

انكوباتورها در امريكاي شمالي نزديك به 19000 شركت جديد و بيش از 245000 شغل ايجاد كرده اند. 87% فارغ‌التحصيلان انكوباتورها هنوز فعال اند و از بين نرفته اند. 48% فارغ‌التحصيلان هنوز در زمينه كاري اوليه خود هستند.

انكوباتورها اولين جايي هستند كه در آن تمام نهادهاي اجتماعي از قبيل بخشهايي از دولت, اتاق بازرگاني, دانشگاهها, صنايع بزرگ و متوسط, سازمانهاي مالي و بانكي,موسسات تحقيقاتي و شبكه‌هاي بين المللي درگير رشد فناوري مي شوند.



[1] -Spin off

نظام مراقبت

نظام مراقبت[1]

دولتها براي ارائه الگوهاي مناسب رفع آسيبهاي اجتماعي و اقتصادي(از قبيل فرار مغزها، معضل بيكاري و اشتغال نخبگان)، توسعه و ايجاد رفاه در سطح جامعه به چالش افتاده‌اند. اكنون حكومتها سعي دارند كل نظام علمي و فناوري، و صنعتي جامعه از ايجاد ايده تا تجاري سازي محصول نهايي را در يك نظام كلي تحت عنوان نظام ملي نوآوري در كنار هم و در تعامل باهم در نظر بگيرند. يكي از اجزاي اين نظام، نظام مراقبت است. هدف نظام مراقبت، پرورش و شتاب دادن به رشد صنايع كوچك خصوصاً در حوزه فناوري و مبتني بر دانش است. اين نظام به كارآفرينان فرصت رشد با شتاب را فراهم مي‌كند. مراکز رشد[2]، هسته اصلي نظام مراقبت را تشكيل مي‌دهند.

انكوباتورهاي فناوري[3]؛ تجربه‌اي موفق براي ايجاد و گسترش شركتهاي مبتني بر فناوري و توسعه بازارهاي جديد بوده‌است. عملكرد موفق انكوباتورها به رونق روز افزونشان منجر شد بطوري كه امروزه از موفق‌ترين متدولوژي‌هاي توسعه سريع, خصوصاً توسعه مبتني بر صنايع  كوچك, تكنولوژي و تقويت بخش‌خصوصي است.

تسهيلات انكوباتورها، محيطي را فراهم مي‌كند كه منابع عمومي و خصوصي براي رفع نيازهاي صنايع كوچك مي‌تواند طي مراحل بحراني رشدشان تركيب شوند. صنايعي كه دوره انكوباتور را گذرانده اند نرخ موفقيتي معادل 70% دارند. انكوباتورها در كشورهاي مختلف براي مقابله با ضعف بازار و زيرساختهاي سازماني در ايجاد و حمايت از صنايع كوچك نوپا خصوصاً صنايع مبتني بر فناوريهاي نوظهور بكار گرفته مي‌شوند.

 



[1] - Incubation system

[2] -Incubators

[3] -Technology Incubators

ضرورت توجه به صنايع کوچک

صنايع كوچك نقش انكارناپذيري در توسعه عمومي و اقتصادي كشورها بازي مي‌كنند. با ظهور اقتصاد مبتني بر دانش، نقش صنايع كوچك مبتني بر دانش و فناوري روز به روز مهم تر مي‌شود. بيش از نيمي از همه نوآوريهاي عمده توسط اين گروه ايجاد شده است. اين صنايع از نظر هزينه‌اي در تحقيق و توسعه كاراتر از شركتهاي بزرگ‌اند. سهم صنايع كوچك در ايجاد اشتغال بيش از صنايع بزرگ است. در ميان صنايع كوچك, صنايع كوچك مبتني بر فناوري نقش مهمي در تغيير پايه‌هاي اقتصادي, ايجاد مشاغل مبتني بر مهارتهاي بالا, ارزش افزوده و تجاري سازي نتايج تحقيقات بازي مي‌كنند. اين صنايع قدرت رشد بسيار بالايي دارند و توسعه اين صنايع مي‌توانند در نرخ رشد اقتصادي جامعه تاثير قابل ملاحظه‌اي داشته باشد. اين صنايع با انعطاف پذيري بالاي خود در رقابتهاي بر پايه نوآوري، توان بالايي دارند.

در شرايط عادي بيش از 90% از صنايع كوچك در اولين پنج سال عمر عملياتي خود بخاطر سرمايه اندك و فقدان مديريت شايسته و غيره از بين مي‌روند.

 

خدمات قابل ارائه از سوي انكوباتورها (مراكز رشد):

انكوباتورها به موسسات نوپاي تحت پوشش خود شش دسته از خدمات را فراهم مي‌كنند:

1)  حمايتهاي زيرساخت فيزيكي ( اجاره دادن تجهيزات اداري, خدمات منشي‌گري, فضاهاي مشترك و غيره, با نرخهاي پايين),

2)  حمايتهاي مديريتي( آموزش, برنامه ريزي, بازاريابي, مشاوره‌هاي مالياتي و غيره),

3)  حمايتهاي فني ( مشاوره‌هاي فني, تجهيزات آزمايشگاهي, اطلاع رساني),

4)  دسترسي به منابع مالي ( سرمايه مخاطره, كمك به جذب وام هاي بانكي و كمكهاي دولتي)

5)   خدمات حقوقي ( جوازهاي مختلف، ثبت اختراع، مالكيت معنوي و غيره)

6)  شبكه سازي باسازمانهاي مختلف دولتي و غير دولتي و انكوباتورهاي ديگر.

  اين خدمات به مدت محدودي ارائه مي گردد و موسسات خصوصي بعد از توانمند شدن بايد انكوباتور را ترك كنند.

مزاياي انكوباتورها

ايجاد انكوباتورها علاوه بر كمك به كارآفرينان و فن‌آفرينان به جامعه محلي و سازمانهاي پشتيبان نيز سود مي رساند. در زير به پاره اي از مزاياي ايجاد انكوباتور اشاره مي‌شود:

 مزاياي انكوباتور براي كارآفرين و فن‌آفرينان استفاده كننده


·      شبكه سازي شركت تحت حمايت

·      تأمين اعتبار مالي

·      تسهيلات كالبدي (فيزيكي)

·      خدمات مشترك

·      نرخ اجاره پايين تر از بازار

·      فضاهاي انعطاف‌پذير

·      تعليم و كارآموزي كارمندان

·      حداقل مقدار هزينه هاي اوليه سرمايه گذاري

·      قابليت كسب اعتبار

·      منحني يادگيري كوتاه‌تر

·      رفع و حل سريع مسائل و مشكلات

·      دسترسي به منابع و اطلاعات فني


·      توسعه فزاينده دانش دسترسي به خدمات كمكي حرفه‌اي, مالي و فني.

·      دسترسي فزاينده به تسهيلات و تجهيزاتي كه در مواقع ديگر در دسترس نيست.

·      افزايش ميدان ديد استفاده كنندگان.

·      اعضا در محيطي قرار مي‌گيرند كه مي‌توانند تجربيات خود را به مشاركت گذارند و خطرات درگير شدن در راه‌اندازي صنعت  را كاهش دهند.

·      دسترسي به مشاوران و آزمايشگاههاي فني

مزاياي انكوباتور براي عموم مردم (محلي)


·     رشد نرخ ايجاد و حفظ مشاغل.

·     بهبود و توسعه اقتصاد محلي

·     تنوع اقتصادي

·     نوآوري اقتصادي

·     حفظ و بكارگيري استعداد محلي براي عموم

·     ايجاد شركتهاي توانمند محلي

·     گسترش و توسعه مبتني بر ماليات

·     ايجاد فرصت‌هاي مناسب براي سرمايه‌گذاري

·     تجديد حيات مناطق رو به زوال

·     ايجاد ذهنيت مثبت عمومي

·     ايجاد بازار فروش براي توليدات و خدمات عمومي

·     پر كردن شكافهاي اقتصاد محلي



·   ايجاد و تنوع بخشي مشاغل

·   توسعه و نوآوري اقتصادي

·   پر كردن‌ شكافهاي اقتصاد محلي

·   گسترش و توسعه مبتني بر ماليات

·   ايجاد ذهنيت مثبت عمومي

·   ايجاد فرصت‌هاي بزرگتر براي شركاي عمومي_خصوصي


·   شناسايي تامين كنندگان براي پيمانكاري‌هاي فرعي و خريد محصولات و خدمات.

·   توسعه فعاليتهاي پژوهشي براي فرصت‌هاي تجارتي جهت  تكنولوژي‌هاي جديد محصول.

·   حفظ كلكسيوني از شركتهاي با پتانسيل رشد براي سرمايه گذاري خوب.

·   باز توسعه حوزه هاي عمومي و تقويت تمركز صنعتي.

مزاياي انكوباتورها براي كاركنان استفاده كننده از انكوباتور

·      استفاده از تجهيزات اداري مشترك (دستگاه فاكس، دستگاه كپي، كامپيوتر، اينترنت).

·       استفاده از تسهيلات غذاخوري و بوفه

·      پشتيباني پوشش تلفني

·      پشتيباني  پذيرش و كمكهاي منشي گري

·      فرصت مشاهده, توسعه و رشد كاسبي كوچك (ديدن نحوه سازماندهي آن از نقطه صفر)

·      فرصت تعامل با تنوع وسيعي از مردم و كاسبي ‌ها

·      دسترسي به كالا/ خدمات مشترك با ساير استفاده كنندگان

·      پاركينگ

·      عدم اجبار براي اجراي خدمات سرايداري/ و نظافتي

·      همكاري با افراد با شخصيت كه به موفقيت شركت و كاركنانشان علاقمند اند.

·      موقعيت (شامل مجاورت با شركتهاي بزرگ توزيع و ...)

·      جوي صميمانه و دوستانه

·      شبكه‌سازي با كاسبي هاي ديگر

·      مشاهده تصميم‌هايي كه در پايينترين سطح در شروع يك فرايند تصميم‌گيري گرفته مي شود.

·      تسهيلات تميز و براق

 

جايگاه انكوباتور (مركز رشد)در چرخه عمر تكنولوژي بنگاه اقتصادي

انكوباتورها در بدو تولد يك سرمايه گذاري, به كمك كارآفرين مي‌شتابد و به عنوان يك شتابدهنده رشد و تجاري‌سازي فناوري را تسهيل مي‌كند. كشورهاي مختلف خصوصاً كشورهاي صنعتي انكوباتورها را به عنوان محلي براي تكثير و توسعه شركتهاي مبتني بر فناوري بكار مي‌برند. آلمان از سال 1983 بيش از 6000 شركت مبتني بر فناوري را به وسيله انكوباتورهاي خود پرورده است.

تعريف انکوباتور (مركز رشد)فناوري

انكوباتور:  دستگاهي است كه محيطي مطلوب براي از تخم درآمدن جوجه ها، پرورش نوزادان زودرس، و يا توسعه باكتريها فراهم مي نمايد. ]لغت نامه آكسفرد[

انكوباتورهاي كسب و كار (صنايع كوچك): محيط و برنامه‌اي  با خصوصيات مهم معين است كه دامنه‌اي كامل از خدمات مورد نياز كسب و كارها را به شركتهاي مستقر بطور سفارشي ارائه مي‌دهد. يك مدير انكوباتور در محل انكوباتور كاركنان و سازمانها و متخصصين خارج از انكوباتور را براي ارائه اين خدمات هماهنگ مي‌كند؛ كمپاني‌ها هنگاميكه به اهداف تعيين شده برنامه رسيدند از انكوباتور  فارغ‌التحصيل مي‌شود؛ ]انجمن ملي مراقبت كسب و كار (NBIA) اوهايو[

در تعريف ديگري انكوباتور را مركزي مي‌دانند كه با در اختيار قرار دادن امكانات و خدمات از يك سو و مشاوره‌هاي لازم در زمينه‌هاي مديريتي از سوي ديگر, ايجاد, پرورش و توسعه شركتهاي نو پا را سبب مي‌شود.

انكوباتور كسب و كار بطور ساخت‌يافته‌اي كمكهاي مديريت, حرفه‌اي, بازاريابي, پژوهشي, مالي و توزيع را براي كسب و كار‌ها ارائه مي دهد.

انكوباتورها تسهيلاتي براي تعدادي از كسب و كار‌هاي جديد و در حال رشد هستند بدين ترتيب كه زير يك سقف عمل كنند و اجاره‌هاي در حد استطاعت خود پرداخته, و از تجهيزات و تسهيلات مشترك استفاده نمايند, همچنين دسترسي يكساني به دامنه وسيعي از برنامه هاي فني، حرفه‌اي و مالي داشته باشند.

انكوباتورهاي فناوري: انكوباتورهاي كه آرمان اوليه آنها تمركز روي توسعه بنگاههاي فناوري‌گراست, انكوباتورهاي فناوري ناميده‌شده‌اند.

هدف انكوباتورها به موفقيت رساندن كسب و كار كارآفرينان و فن‌آفرينان است.

تجربه چند كشور در مورد استفاده از انكوباتورهاي فناوري-رژيم صهيونيستي

تا دهه 1980, اقتصاد رژيم صهيونيستي روي صنايع سنتي از قبيل كشاورزي و نساجي متمركز بود. در 15 سال اخير، اقتصاد با انفجار فناوري پيشرفته (high-tech) بطور اساسي متحول شده است. در سال 2000 تنها 11%  صادرات رژيم صهيونيستي را صنايع سنتي تشكيل مي داد و 43 % صادرات  و 3/14% از درآمد ناخالص داخلي متعلق به فناوري پيشرفته بود.

شركتهاي نوپاي رژيم صهيونيستي كه در صدر لبه فناوري دنيا قرار دارند, روز به روز بيشتر مي‌شوند. امروزه، رژيم صهيونيستي حدود 4000 شركت با فناوري پيشرفته (شامل شركتهاي نوپا) دارد.  از اين نظر رژيم صهيونيستي بعد از دره سيليكون كاليفرنيا در مقام دوم جهان قرار دارد.

رژيم صهيونيستي اين پيشرفت را مديون نيروي انساني برجسته, زيرساخت فناوري مدرن و محيط حامي توسعه كسب و كار است. رژيم صهيونيستي نزديك به يك ميليون دانش آموخته با تحصيلات عالي از شوروي سابق را جذب كرده است و اكنون اولين مقام را از نظر تعداد دانشمند به جمعيت در دنيا دارد. زيرساخت فناوري رژيم صهيونيستي را مخابرات پيشرفته, موسسات, پژوهشگاه‌ها و دانشگاههاي بسيار خوب, نظام بانكداري پيشرفته و مراكز رشد فناوري تشكيل مي‌دهد. عقيده بر اين است كه مراكز رشد فناوري مخازن‌ عظيم ايده هاي بالقوه براي مخاطره هاي فناوري پيشرفته (high-tech) در آينده خواهند شد.

در سال 1991, برنامة مركز رشد فناوري در سرتاسر كشور براي بكار گرفتن پتانسيل علمي و فناوري مهاجران اتحاد جماهير شوروي هنگاميكه نرخ مهاجرت به بالاترين حد خود رسيده بود, بكار گرفته شد. اكنون 70% ساكنان مراكز رشد را مهاجران و 30% آن را افراد بومي تشكيل مي دهند. بودجه سالانه مراكز رشد اكنون به 30 ميليون دلار مي رسد.

مراكز رشد فناوري در رژيم صهيونيستي كارآفرينان تحقيق و توسعه و مهاجرهاي جديد را هدف قرار داده‌اند. اين برنامه براي مهاجران جديد, فرصت فراگيري مهارتهاي فني و مهارتهاي كسب و كار را فراهم مي‌كند.

هم اكنون 28 مركز رشد‌ در كشور فعال‌اند, كه روي هم رفته 1000 پروفسور و استاد را بكار گرفته‌اند. از اين تعداد 11% در بخش نرم افزار, 18% در بخش پزشكي و داروئي, 20% در بخش شيمي/ مواد, 20% در بخش فناوري زيستي و 23% در بخشهاي مختلف فعالند.

 تا انتهاي سال 2000 ميلادي, 643 پروژه مراكز رشد را ترك كرده اند. از اين تعداد 379 پروژه(59%) سرمايه خصوصي را جذب كرده اند و 42% نيز در حال جذب مراحل دوم و سوم تامين مالي اند. بيش از 73 شركت بدون جذب سرمايه فعاليت مي‌كنند. 19 پارك فناوري صنايع مبتني بر علم و فناوري پيشرفته را در خود جاي داده است. بيشتر پروژههاي جاري به منظور براي جذب سرمايه‌گذاريهاي بخش خصوصي مديريت مي‌شوند. تاكنون كل سرمايهگذاري  بخش خصوصي  جذب شده به 525 ميليون دلار رسيده است.

در سال 1996 دفتر مديريت علم (Chief Scientist) معادل32 ميليون دلار به برنامةمركز رشد فناوري اختصاص داد. كمك مالي, 100%  هزينةكارمندان و 75%  تجهيزات با سربار 1400000 دلار براي پروژه‌هاي مركز رشد به مدت دو سال را پوشش مي داد.

 

تاريخچه انکوباتورها (مراكز رشد)

شروع كار انكوباتورها(ي كسب و كار) كه اساس و پايه نظام مراقبت است, به اوايل دهه 1950 ميلادي در ايالات متحده برمي‌گردد. تا اوايل دهه 1970 رشد چنداني نداشت و جهت رشد صنايع در شرايط خاص اقتصادي و منطقه اي به كار مي‌رفت. از اواخر دهه 1970 انكوباتورها كسب و كار در ايالات متحده و در ساير كشورهاي عضو OECD  به ابزاري براي بهبود رقابتپذيري منطقهاي و ملي و  تشويق ظهور بنگاههاي نوآورانه و مبتني بر فناوري بدل شد. با تنگ‌تر شدن ارتباط مفهوم انكوباتور و آموزش عالي و موسسات پژوهشي، در دهه 1980 رشد انكوباتورها شتاب بيشتري گرفت. در دهه 1990 روند  توسعه انكوباتورهاي كسب و كار، حول خوشههاي صنعتي و فناوري  خاص از قبيل  فناوري زيستي، فناوريهاي اطلاعات و فناوريهاي محيطي ادامه يافت. تعداد انكوباتورهاي جهان كه در 1980 به 13 انكوباتور بالغ مي‌شد رشد سريعي در دهه 1980 و خصوصاً نيمه دوم آن بين كشورهاي صنعتي داشت. بطوريكه در سال 1992  تعداد آن در دنيا به 2000 رسيد. با مشخص شدن مزاياي انكوباتورهاي فناوري، كشورهاي در حال توسعه نيز آن را به كار بردند برزيل, چين و كره از جمله اين كشورها بودند. تعداد انكوباتورها در دهه 1990 دو برابر شد و به رقم 4000 در سال 2000 رسيد. در اين سال نيمي از انكوباتورهاي ايجاد شده در گروه هفت كشور صنعتي قرار داشتند و كشور امريكا به تنهايي نيمي از انكوباتورهاي هفت كشور صنعتي را در اختيار داشت. كشوري مثل ژاپن تنها در سال 2000 بيش از 60 انكوباتور ايجاد كرد. با شكل گرفتن مفهوم نظام ملي نوآوري, انكوباتورها به عنوان يكي از عناصر اصلي اين نظام, نقطه اتصال جريان دانش به بازار و جريان مالي شناخته شدند. كاركرد انكوباتورها در بعضي از كشورها نتايج شگرفي داشته است, بطوريكه در اثر رشد شركتهاي مبتني بر دانش, زير ساخت صنعتي بعضي از كشورها در حال تحول است و نخبگان كشورهايي مثل چين, تايوان و كره در حال بازگشت هستند.

اهداف ايجاد انكوباتورها (مراكز رشد):

دولتها و سازمانهاي مختلف از ايجاد انكوباتورها اهداف مختلفي را دنبال مي كنند. وجه مشترك همه اهداف، تقويت بخش خصوصي و توسعه كارآفريني است. هدفهاي ديگر عبارتند از: تجاري سازي تحقيقات (هدف انكوباتورهاي آلمان)، جذب نخبگان (چين و اسرائيل), افزايش اشتغال (ايتاليا و چين)، ايجاد مشاغل و صنايع جديد (آلمان و امريكا)، انتقال فناوري و ارتباط صنعت و دانشگاه (امريكا, آلمان, انگليس)، افزايش سطح عايدي, افزايش صادرات و مانند اينها.

نمودار زير اين اهداف را نشان مي دهد.

 

انواع سامانه‌هاي مراقبت

انواع نظامها(سامانه‌ها)ي مراقبت[1]



[1]- Types of Incubation Systems

1-     تكنوپل[1]:

ساختاري شهري دارد كه مي تواند در يك منطقه، بين چندين شهر مختلف گسترش يابد. يك تكنوپل از فعاليتهاي اقتصادي بزرگ و آزمايشگاههاي تحقيقاتي آنها و از دانشگاهها و تحقيقات آنها بهره ميگيرد. اين تكنوپل، نواحي مسكوني را به منظور جذب محققين و كار آفرينان و تمام نيروي پرسنلي لازم، در برمي گيرد.

هدف واقعي يك تكنوپل، ايجاد نوع جديدي از سازمان اجتماعي، مدني و كاري است كه در صدد جذب منابع انساني و مالي جديد ( براي يك منطقه خاص) است. بنابراين امكانات مناسب و خوب در يك ناحيه جذاب، خواسته نهايي يك تكنوپل مي‌باشد .

مقتضاي اين زيربناي بسيار توسعه يافته، بافتي سياسي و اقتصادي _ اجتماعي پايدار مي‌باشد.

در ايران اصطلاحاتي همچون کريدور و منطقه ويژه و شهرک معادل تکنوپل در نظر گرفته شده است.

 

2-     پارك علمي[2]:

يك پارك علمي، مجموعه اي از ابتكارات مبتني بر داراييها و اموال مي باشد، كه براي كسب و كارها، مهارتها و تخصصهاي با كيفيت بالا در يك منطقه خاص و تقريبا" نزديك به يك مركز آموزش عالي را فراهم مي آورد. اين كسب و كارها كه در حيطه پارك علمي وارد مي شوند، يا كسب و كار نوپايي هستند كه توسط دانشگاهها به منظور تجاري كردن نتيجه تحقيقات ايجاد مي گردند و يا عمليات شاخه اي يك شركت بزرگتر ( مثلا" واحد R&D يك سازمان ) مي باشند.

مفهوم اولي و ابتدائي يك پارك علمي اين است كه فعاليتهاي تجاري در آنجا محدود به R&D مي گردد. اما بسياري از پاركهاي علمي به مراكز صنعتي با كيفيت بسيار بالا تبديل شده اند.

پاركهاي علمي اينگونه نيست كه اداره شوند. ( يك مديريت مركزي حاكم به كل پارك وجود ندارد.) و بندرت خدمات مركزي خود را به اجاره نشينان پارك، ارائه مي دهند. درست  است همانطور كه كلمهء "پارك"  نشان مي دهد، اكثرپاركهاي علمي در منطقه اي سرسبز نزديك به دانشگاه قرار دارند، اما امروزه تعداد زيادي از اين مراكز، داخل شهر نيز وجود دارند كه با هدف توسعه و رشد ايده هاي تجاري براي توليدات حاصل از تحقيقات دانشگاهي ايجاد گرديده اند. بطور عمومي، پاركهاي علمي، آزمايشگاه كوچكي را فراهم مي كنند كه از توسعه نمونه اوليه‌اي كه قرار است در مقياس بزرگتر در خارج تحقق يابد، حمايت مي‌كنند.

پاركهاي تحقيقاتي ويژگيهاي مشتركي با پاركهاي علمي دارند. اما معمولا" از انجام فعاليتهاي توليدي، خودداري مي كنند. پاركهاي علمي عمدتا" در محل اتصال فعاليتهاي مراكز تحقيقاتي كه بوسيله مراكز اقتصادي بزرگ ايجاد شده اند به منظور رشد نمونه هاي جديد و مدلهاي اوليه، ايجاد مي گردند.

 

3-     پارك کسب و کار[3]:

 پاركهاي کسب و کار براي كارخانجات، مكان و امكانات فراهم مي كنند. در محيطي با كيفيت بالا كه از جنبه هاي زيادي شبيه به يك پارك علمي مي باشد. با اين تفاوت كه در پاركهاي کسب و کار، محدوديتي نسبت به انواع اجاره نشينان پذيرفته شده وجود ندارد. همچنين معمولا" در پاركهاي کسب و کار، اخراج وجود ندارد.

 

4-     پارك صنعتي[4]:

يك پارك صنعتي، سطح بزرگي از زمين را دارا مي باشند و در استقرار كارخانجات، برايشان زمين و امكانات لازم را فراهم مي آورد. پارك صنعتي، جايي است كه كمكهاي ويژه مراكز رشد، نظير پاركهاي علمي، مراكز رشد، مراكز رشد بودن ديوار، ممكن است معرفي گردند. اين پاركها عموما" و نه انحصارا" براي كسب و كارهايي كه با فعاليتهاي توليدي تلفيق هستند، طراحي شده است. اين نوع پارکها در کشور به نام شهرکهاي صنعتي شناخته مي‌شوند.

 

5-     مركز نوآوري و کسب و کار[5]:

 مفهوم مراكز نوآوري و کسبو کار(BIC  )، توسط كميته اروپا مطرح گرديد. به عنوان ابزاري در جهت توسعه منطقه اي. اين مراكز، تسهيلات و امكانات را اداره مي كنند. تسهيلاتي كه در جهت ايجاد شركتهاي جديد نوپايي كه فعاليت هايي با ارزش بالا انجام مي‌دهند، مي‌باشد. شركتهائي كه لزوما" ماهيت فناوري ندارند.

برخلاف مراكز فناوري و نوآوري، اين مراكز براي مشتريان خود حمايت گسترده اي را فراهم مي آورند و اغلب در برگيرنده واحدهاي کسب و کار و خدمات و تسهيلات حمايتي مي‌باشد. آنها همچنين مديريتي عملي را در جهت كمك به اجاره نشينانشان به منظور توسعه كسب و كار آنها، فراهم مي آورند. مفهوم BIC ، شبيه به مفهوم مركز رشد کسب و کار در ايالت متحده امريكا مي‌باشد.

 

6-     مركز فناوري[6]:

مراكز فناوري، اجاره نشينان خود را در يك ساختمان يا  مجموعه اي از واحد هاي کسب و کار، و نه در يك پارك نظير پاركهاي علمي جاي مي دهند. هدف اين مراكز، فراهم آوردن جا و مكان براي شركتهاي كوچكتر است كه مربوط با فعاليتهايي با فناوري بالا هستند. فعاليتهائي كه تأ كيد آنها بيشتر از اينكه به تحقيق و توسعه باشد، بر توليد است.

برخي از مراكز فناوري با رويكردي مديريتي عمل نموده و به اجاره نشينان پيشنهاد دسترسي به خدمات عمومي را مي دهند. ولي بسياري از اين مراكز چنين كاري نمي كنند. در اين مراكز، ميزان مرگ و مير اجاره نشينان كمتر مي گردد.

برخلاف پاركهاي علمي، لزوما" مراكز فناوري كار تسهيل  انتقال فناوري بين نهادهاي دانشگاهي و كسب و كار را انجام نمي دهد.

 

7-     كارگاه مديريت شده[7]:

يك كارگاه مديريت شده، مهارتها و تخصصهايي را براي كسب و كارهاي كوچك و كارآفرينان فردي كه با فعاليتهاي توليدي و فعاليتهاي فني و صنعتي در ارتباطند، مشابه مراكز نوآوري و کسب و کار فراهم مي آورد. معمولا" اين كارگاهها رويكردي مديريت شده دارند.  اما با آن رويكرد قبلي كه اجاره نشينان لزوما" نوآور نبودند، تفاوت دارند.

خدمات مركزي عموما"محدود به بهره گيري از منشي و استفاده از تجهيزات اداري مي‌باشد. مشاوره هايي فوري نيز ممكن است توسط مدير كارگاه فراهم آيد.

 

8-     مركز نوآوري[8]:

يك مركز نوآوري، براي شركتهاي كوچكتر، كمك و مشاوره در جهت توسعه محصولات و فرآيندهاي جديد، فراهم مي آورد. معمولا" اين مهم شامل توسعه نمونه هاي اوليه براي شركتهاي جديد ميباشد و يا به شركتهاي كوچك كمك مي كند كه فرآيند هاي توليد خود را بهبود بخشند. برخلاف مراكز فناوري، اين مراكز براي مشتريان خود جا و مكان فراهم نمي‌كنند. همچنين مراكز فناوري، خدمات امدادي نيز فراهم مي آورند.

هدف اين مراكز، تحريك فعاليتهاي نوپا در جهت رشد و توسعه مي باشد. فعاليتهايي كه لزوما" فناوري بالا ندارند. مراكز نوآوري اصولا" خدمات مشاوره بيشتر به سمت وام‌هاي اقتصادي است تا انتقال فناوري.

 

9-     مرکز سرمايه‌گذاري[9]- مرکز رشد بدون ديوار[10]

مرکز سرمايه‌کذاري مشاوره و کمک به کارافريانان و شرکتهاي کوچک فراهم مي‌کند ولي متفاوت با کارگاه‌هاي مديريت شده، معمولاٌ فضاي کاري ارائه نمي دهند.



[1] - Techno pole

[2]- Science Park

[3]- Business Park

[4] - Industrial Park

[5] - Business & Innovation Center

[6] - Technology Center

[7] - Managed Workshop

[8] - Innovation Center

[9] - Enterprise Center

[10] - Incubator Without Walls

نحوه انتخاب يك مركز رشد مناسب  براي استقرار

انجمن كسب و كار ملي NBIA،به شرکتهاي نوپا براي استقرار در مراکز رشد پيشنهاد مي‌کند که قبل از انجام هر گونه قرارداد و تعهدي، در جهت ارزيابي مرکز رشد، به نکات زير توجه دارد:

 

الف_ مسائل مربوط به خدمات و فضاي كاري[1]:

1-  قيمتها و هزينه هاي مربوط به فضاي كاري و خدمات ارائه شده توسط اين مركز رشد، چگونه و در چه حدي است؟

2-  نرخهاي مربوط به فضاي كاري و خدمات، در مقايسه با نرخهاي بازار چگونه است؟

3-  اين مركز رشد، چه خدماتي ارائه مي دهد؟

4-  براي اجاره نمودن فضا و امكانات، چه مسائل و مواردي بايد لحاظ شوند؟

5-  آيا فضاي كافي براي رشد و توسعه، در اين مركز رشد وجود دارد؟

 

ب_كيفيت[2]:

1-     اين مركز رشد در مورد خدماتي كه قرار است ارائه دهد، چه ميزان اطلاعاتي به ما ارائه مي‌دهد؟

2-     آيا مديريت اين مركز رشد، مي‌تواند نياز هاي كاري شما را درك نمايد ؟ و آيا براي شما كمك فوري و نيز دسترسي سريع به ارتباطات ارزشمند را فراهم مي كند؟ و آيا خدمات عمومي مربوط به كسب و كارتان را كه بدانها نياز پيدا مي كنيد، فراهم مي آورد؟

 

ج_ نرخهاي موفقيت[3]:

1- اگر اين مركز رشد سابقه زيادي در كار خود دارد، تجربيات شركتهاي ديگري كه براي چند سال از اين مركز رشد بهره گرفته اند، چه بوده است؟

2- مستاجرين كنوني اين مركز رشد در مورد مركز و فضاي حاكم چه نظري دارند؟

3- در مورد منابع و مراجع اطلاعات بدست آوريد و صحت و سقم آنها را بررسي كنيد.

 

د_ روشها و خط مشيها[4]:

1-  روشها و خط مشيهاي حاكم بر مركز رشد كدامند؟

2- آيا خدمات رايگان نيز ارائه مي‌شود؟

3- تا چه مدت و چند سال بايد بصورت مستأجر در اين مركز باقي بمانيد؟

4- آيا همينطور كه كسب و كارش رشد مي كند و به بلوغ مي رسد، ميزان كرايه نيز تغيير مي‌كند؟ و يا آيا مركز رشد در عوض كاهش قيمتهاي كرايه و هزينه ها، خواستار كسب حق امتياز يا حق مالكيت از مستأجرين خود مي باشد؟

5- آيا در صورتيكه كسب و كارتان باشكست مواجه گردد، براحتي مي توان از اين مركز رشد خارج شد؟

6- آيا اين مركز رشد، علاوه بر ارائه خدمات مورد نياز براي كسب و كارتان، همايش و برنامه هاي آموزشي نيز بر پا مي كند؟

 

و_ مديريت[5]:

1- آيا اين مركز رشد، به نظر خوب مديريت مي شود؟

2- آيا مديريت مركز رشد روابط و آگاهي خوبي را با جامعه كسب و كار داشته باشد؟

3- آيا سازمانهاي حامي، حمايت و تعهد مستمر و پيوسته اي با اين مركز رشد و نيز با مشتريان مركز دارند؟ اين حاميان چه كساني هستند؟ و اهداف و دلايل آنها براي حمايت از اين مركز رشد چيست؟



[1]-Space and Service-related Issues

[2]-Quality

[3]- Success Rates

[4]- Policies and Procedures

[5]-Management