خط شکني فناورانه
خط شكني فناورانه معمولاًٌ به اختراعات تعيين كنندهاي اطلاق ميشود كه بر بيشتر حوزههاي فناوري تأثير ميگذارند (مثال بارز آن اختراع ترانزيستور است)
انگاره
انگاره1 را ميتوان مجموعهاي از عادات فكري، قوانين نانوشته، پيش فرضها و باورهايي دانست كه در ذهن ما شكل ميگيرد و حد و مرز اقدامات و رفتارهاي ما را تعيين ميكند.
انگاره که در بعضي از متون با عنوان الگوي عالي نيز از آن ياد ميشود، از مفاهيمي است كه كاربرد زيادي در مديريت، سياستگذاري و حتي زندگي شخصي ما پيدا كرده است. هر يك از ما عينكي به نام انگاره دارد كه از پشت آن به دنيا، به ويژه به آينده، نگاه ميكند.
توماس كن نخستين كسي بود كه اين واژه را در كتاب مشهور خود با عنوان « ساختار انقلاب صنعتي» به كار برد. از ديد او انسانها تنها آن بخش از دادهها را مطلوب دانسته و مبناي عمل قرار ميدهند كه با انگارههاي آنها سازگار باشد.
دوسي نيز هنگامي كه روي انگارههاي علمي كار ميكرد متوجه شد كه فناوري نيز داراي انگارههايي است كه مانند يك مدل يا الگوي طبيعي حل مسأله براي حل مسائل مشخص فناوري به كار ميرود.
[1] -Paradigm