انتهاي دهة 1940 مفهومي مبتني بر اين ايده شكل گرفت كه اصول پايه متداولي ميتواند براي همه سيستمها يافت شود. لودويگ وان برتالانفي عبارت نظريه عمومي سيستمها را حدود 1950 براي بيان اين كوشش بكار برد.
نظريه عمومي سيستمها با توسعه چهارچوبي سيستمي براي تشريح روابط عام در جهان طبيعي و مصنوعي مرتبط است. نياز براي نظريه عمومي سيستمها ناشي از مساله ارتباطات ميان رشتههاي مختلف بود. مشكلات ميان رشتههاي گوناگون مانند فيزيك و علوم زيستي، علوم اجتماعي و رفتاري، و مردم شناسي بزرگترين بودند. يك رويكرد به چهارچوبي مرتب، ساختن سلسلهمراتبي از سطوح پيچيدگي براي واحدهاي پايه رفتاري در حوزههاي مختلف كاوشگري است. يك سلسلهمراتب از سطوح ميتواند به رويكردي سيستمي نسبت به سيستمها منتهي شود كه كاربردي وسيع دارد. بولدينگ چنين سلسلهمراتبي را تقريباً به صورت زير تدوين كرد:
1- سطح ساختار يا چهارچوبهاي ايستا، شامل جغرافيا و كالبدشناسي جهان، اتم در كريستال، يا ساختار ستارهها.
سطح اول بولدهدگ فراگيرترين است. سيستمهاي ايستا همهجا هستند و اين دسته پايهاي را براي تحليل و تركيب سيستمها در سطوح بالاتر فراهم ميكند.
2- سطح سيستم پوياي ساده زماني[3] (خودكار)، ساده ترين سيستم پويا با حركت از پيش تعريف شده، شامل قسمت معنيداري از شيمي، فيزيك و علم مهندسي. منظومه شمسي،
سيستمهاي پويا با نتايج از قبل تعيين شده در علوم طبيعي غالب هستند. ويژگي اينگونه سيستمها سعي در باقي ماندن در يك تعادل ديناميكي است
3- سطح ترموستات يا سيستم سيبرنتيكي، شامل ارسال و تفسير اطلاعات.
اولين لايه ايست كه بحث اطلاعات در آن مطرح ميشود. اين سيستمها اولين لايه داراي حافظه ميباشند
4- سطح سلول، ساختار خود نگهدار يا سيستم باز[4]، جائيكه شروع زندگي مشهود است.
از ساده ترين سيستمهاي خود نگهدار است، سيستمهايي كه مي توانند محيط پيرامون را بشناسند و ساختار خودشان را خودشان نگهداري كنند. زندگي از سيستمهاي باز (ياختهها) شروع ميشود.
5- سطح گياه، با ساختار جامعه ژنتيكي[5] دنياي زندگي گياهي را ايجاد ميكند.
اين سيستمها ساختار ژنتيكي و قابليت تكثير دارند. ارگانهاي حسي كمتري دارند. مهمترين مشخصه گياه تقسيم وظايف بين زير سيستمها است.
6- سطح حيوان، شامل تحرك، رفتار غايتشناختي و خودآگاهي.
عمدة ترين مشخصه حيوان هوشياري است. زير سيستمهاي حسي و تخصصي پيچيده در اين سطح ديده ميشود. اين سيستمهاي تخصصي در هر لحظه حجم عظيمي از اطلاعات را مي گيرند و پردازش مي كنند و دوباره سيستم را تنظيم ميكنند. سيستمهاي هوشيار بخاطر سيستمهاي عصبي پيچيده نسبت به تغييرات محيطي دائما" هوشيار است .
7- سطح انساني، شامل خودآگاهي و قابليت توليد كردن، جذب كردن و تفسير نشانهها.
8- سطح سازمان اجتماعي، محتوي حجم و معني پيغامها، سيستمهاي ارزشي، نسخهبرداري تصاوير به سوابق تاريخي، هنر، موسيقي و شعر و هيجان پيچيده انساني را نيز شامل ميشود.
اين سيستم از زير سيستم هاي كوچكتر تشكيل شده است. مثلاً هر شركت داراي بخشهاي مختلف است و خود در سيستم بزرگتري و نهايت در كل سيستم كشور و بعد هم در سيستم كل جهان قرار دارد.
9-
سيستمهاي پوياي ساده زماني |
سطح نا شناختهها، جايي كه ساختار و روابط ممكن است مسلم باشد ولي پاسخها هنوز در دسترس نيست.
شكل: سطوح پيچيدگي سيستمها
از سطح سوم به بالا مدلهاي سيبرنتيكي اكثراً در شكل حلقههاي بسته، در دسترس است، در حال حاضر سيستمهاي حلقهباز مورد توجه علوم ميباشند ولي مدلسازي آنها به دليل بالا رفتن خواص خود تنظيمي سخت است. ماوراي اين سطح دانش سيستمي ناچيزي در دسترس است. به هر حال، نظريه عمومي سيستمها ، علم را با چهارچوب مفيدي فراهم ميكند كه درون آن هر رشته تخصيصي ممكن است كمك كند. آن چهارچوب به دانشمندان اجازه ميدهد كه مفاهيم و يافته هاي مشابه را باهم مقايسه نمايند. از اينرو بزرگترين سود آن ارتباط ميان رشتههاي علوم است.