برنامه‌ريزي در سطح حاكميت و ارزيابي اجراي برنامه‌هاي و نتايج بدست آمده، ضرورتي انكار ناپذير است. قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران به اين مهم توجهي جدي دارد و مسئوليت برنامه‌ و بودجه كشور را بر عهده رئيس جمهور گذاشته است. خود برنامه‌ريزي نيز در اصول مختلفي از قانون اساسي مورد توجه و تاكيد قرار گرفته است.

مدل‌هاي گوناگوني از برنامه‌ريزي مخصوصاً در سطح دولت وجود دارد. اين مدل‌ها تكيه بر باورها و الگو‌هاي حكومتي دارند. مثلاً الگوي اقتصاد كلاسيك وظيفه برنامه‌ريزي اقتصاد را به دست نامرئي و نظام بازار مي‌سپرد. و الگوي اقتصاد كمونيستي اين امر را به صورت متمركز و هدايت از طرف دولت مركزي مي‌داند.

طي پنج سال اخير چند مدل و الگوي برنامه ريزي در اتحاديه اروپا مطرح شده است. كه در اين مجال به صورت مختصر به آنها پرداخته مي‌شود.

۱- مدل SMART

اين مدل توسط واحد مداخلات موثر اسكاتلند معرفي شده است و مخفف كلمات زير است:

۱- ويژه (Specific) هر كسي بداند كه دقيقاٌ چه چيزي قرار است محقق شود.

۲- قابل اندازه‌گيري(Measurable) كمي سازي چيزي كه قرار است محقق شود مقدور باشد.

۳- تحقق يافتني (Achievable) منابع و ظرفيت لازم براي تحقق اهداف ميسر باشد.

۴- واقع بيني(Realistic) با ظرفيت گروه هدف منطبق شود.

۵- محدوده زماني (Timebound) هركسي جدول زماني و تاريخي را كه به اهداف دست مي‌يابيم بداند.

 ۲- مدل LEAP(ارزيابي و برنامه‌ريزي يادگيري)

اين مدل توسط وزارت آموزش اسكاتلند با رويكر تمركز بر يادگيري اجتماعي طراحي شد. با اين وجود اين مدل چيزهاي براي آموختن دارد.

اين مدل اذعان دارد كه براي برنامه ريزي و ارزيابي چهار نقطه وجود دارد!

  • درك چيزي كه قرار است انجام شود
  • درك نحوه انجام كار
  • درك چيزي كه كار توليد مي‌كند (محصولي كه بدست مي‌ايد)
  • درك اثراتي كه آن دارد