مفاهيم اوليه سيستمها
نگرش سيستمي، نگاهي كل نگر و جامع همراه با توجه به جزئيات پديدههاست. در اين موضوع مفاهيمي چون تعاريف، ويژگيهاي سيستم، طبقهبندي سيستمها ، سطوح سيستمي، ابرسيستمها و سيستمهاي مورد توجه قرار ميگيرد. در ادامه مفاهيم كلي سيستمها بيان ميشود.
سيستم مجموعهاي از اجزاء وابسته به هم است كه براي رسيدن به هدفي مشترك كار ميكنند. سيستم، اجتماع يا تركيبي از عناصر يا قسمتهايي است كه يك هويت پيچيده يا يكپارچه را شكل ميدهند. هر اجتماع يا مجموعهاي از اعضاء مرتبط مانند يك سيستم پول؛ يا اجتماع مرتب و جامع حقايق، اصول، يا دكترينها در حوزه خاصي از دانش يا انديشه، مانند سيستم فلسفه، بدنة هماهنگي از روشها يا طرحهاي پيچيده يا برنامه و يك رويه، مانند سيستم سازمان و مديريت؛ هر روش منظم يا مخصوصي از برنامه و رويه، مانند سيستم علامت گذاري، شمارهگذاري يا اندازهگيري[1] نمونههايي از يك سيستم است. هر مجموعهاي از اقلام، حقايق، روشها يا رويهها لزوماً يك سيستم نيست. گروهي تصادفي از اقلام، كه روي ميزي قرارگرفته است، مجموعهاي از روابط معين بين آن تشكيل ميشود، ليكن به دليل فقدان يكپارچگي، روابط كاركردي و مقصود مفيد، به عنوان سيستم در نظر گرفته نميشود. رويكرد سيستمها، روشهاي تجزيه و تركيب را براي دربرگرفتن كليت و كاهشگرايي، يكپارچه ميكند.
هر سيستمي از اجزاء و روابط بين آنها و شناسههاي اجزاء تشكيل يافته است. براي انتخاب مجموعه مشخصي از اجزاء و روابط، و شناسههاي اجزاء به نحوي كه سيستم واحدي را تشكيل دهند، بايد دلايل مشخصي وجود داشته باشد. در زير اجزاء، شناسهها و روابط موجود در يك سيستم تعريف ميشود.
1) اجزاء[2]:
اجزاء قسمتهاي عملياتي يا عمل كننده يك سيستم متشكل از درونداد، فرايند و برونداد هستند. هر جزء سيستم ممكن است براي توصيف وضعيتي از سيستم، انواع مقادير را بگيرد و ممكن است انواع ارزشها را به صورت يك يا بيشتر محدوديت فرض كند. اجزا ميتوانند تنوع گونهاي داشته باشند شامل نقشآفرينان، سازمانها و حتي افراد، بنگاههاي كسب و كار، بانكها، دانشگاهها، موسسات تحقيقاتي و آژانسهاي سياستگذار عمومي (يا قسمتها و گروههايي از آنها). همچنين اجزاء ميتوانند مقرارت در شكل انواع مصنوعات قانوني از قبيل قوانين تنظيمي، رسوم و هنجارهاي اجتماعي باشند
مجموعه اجزاء، خواص زير را داراست:
· خواص و رفتار هر جزء از مجموعه اثري روي خواص و رفتار مجموعه به عنوان كل دارد.
· خواص و رفتار هر جزء از مجموعه به خواص و رفتار حداقل يك جزء ديگر در مجموعه بستگي دارد.
· هر زيرمجموعه ممكن از اجزاء، دو خاصيت فوق را دارد؛ اجزاء نميتوانند به زيرمجموعههاي مستقل تقسيم شوند.
خواص معلوم بالا، تضمين ميكنند كه مجموعه اجزاء دربردارنده يك سيستم، هميشه مشخصه يا الگوي رفتاري دارد كه توسط هيچ يك از زيرمجموعههاي آن نميتواند نمايش دادهشود. يك سيستم بيش از مجموع اجزاء تشكيلدهنده آن است. خود اجزاء يك سيستم نيز ممكن است سيستم باشند و هر سيستم نيز ممكن است بخشي از يك سيستم بزرگتر در يك سلسلهمراتب باشد.
روابط بين اجزاء يك سيستم ممكن است از مرتبه اول[3] و يا از مرتبه دوم[4] باشد. روابط مرتبه اول از نوع همزيستي است مانند رابطة دو ارگانيسم غير مشابه از قبيل يك حيوان و يك انگل. روابط مرتبه دوم در جهت ايجاد همافزايي[5] است. اين نوع روابط، مكمل هم هستند و عملكرد سيستم را افزايش ميدهند.
2) شناسهها[6]:
شناسهها خواص يا ظواهر قابل تشخيص اجزاء، يا روابط بين اجزاء يك سيستم هستند. شناسهها يا خصوصيات اجزاء و روابط، شناسه سيستم را مشخص و توصيف ميكنند. به علت اينكه اجزاء يك سيستم فناورانه باهم در تعاملند، مشخصات آنها نيز از سيستم مشتق ميشود. خواص پويايي سيستم ( استحكام، انعطافپذيري، توانايي تغيير و پاسخگويي به تغييرات محيط) از مهمترين شناسه هاي يك سيستم هستند. مهمترين كار هر سيستم نوآوري، توليد، انتشار و كاربرد فناوري است. بنابراين ويژگي اصلي اين سيستم، توانايي اجزاء آن در توليد، انتشار و كاربرد فناوريهايي ( مصنوعات فيزيكي و دانش فني) است كه ارزش اقتصادي دارند.
3) روابط[7]:
روابط پيوندهاي بين اجزاء و شناسهها هستند. خواص و رفتار هر جزء از مجموعه، خواص و رفتارهاي مجموعه كل را تحت تاثير قرار مي دهد. به علت اين كه وابستگي متقابل، اجزاء نميتوانند به زير مجموعههاي مستقل تقسيم شوند؛ از اينرو كليت سيستم بيش از جمع اجزاء آن است. همچنين اگر جزئي از يك سيستم عوض شود يا اگر خصوصيات آن تغيير كند، ساير اجزاء سيستم نيز به تبع آن، خصوصيات خود را تغيير خواهند داد.، و روابط ميانشان نيز ممكن است عوض شود. سيستمهاي غير قوي به سادگي با برداشتن جزء موثرشان فرو ميريزند. بنابراين كاري كه توسط مجموعه خاصي از اجزاء و در قالبهاي مشخص انجام ميشود، ممكن است توسط مجموعه ديگري از اجزاء و تحت چيدمانهاي متفاوت در سيستمي مشابه و در زمان و مكاني متفاوت نيز، انجام گيرد. از اين روي بحث باز تركيب اجزاء در يك سيستم خيلي مهم است.
روابط سيستم ميتواند شامل پيوندهاي تجاري و غير تجاري باشد. يكي از نتايج تعامل اجزاء، رشد و تغيير در طي زمان و تغيير تنظيمات سيستم است.
هدف يا مقصود يك سيستم بايد بطور واضح تعريف و درك شده باشد تا اجزاء سيستم برونداد مطلوب را براي هر مجموعه معين از دروندادها فراهم كنند. وجود هدف يا مقصود، تدوين شاخص اندازهگيري كارايي و نحوه عملكرد سيستم را ممكن ميسازد.
كنش هدفداري كه توسط يك سيستم اجراميشود، وظيفه يا كاركرد سيستم است. يك كاركرد متداول سيستم، دگرگون سازي ماده، انرژي يا اطلاعات است. اين دگرگوني، درونداد، فرايند و برونداد را دربر ميگيرد.
[1] - اين تعريف با تعريف مرجع زير مطابق است:
J. Stein, ed., The Random House Dictionary of the English Language.
[2] -Components
[3] -First-order
[4] -Second-order
[5] -Synergistic
[6] -Attributes
[7] -Relationships