حكايت گوشت خوك اسلامي!!!
اين قصاب تصور ميكرد كه مساله اصلي حلال بودن گوشت مربوط به ذبح شرعي آن است. و بنابراين اگر گوشتي مطابق شرع اسلام ذبح شود مسلمانان از آن استفاده ميكنند. از اين روي گوشت خوكي را هم كه به اين طريق ذبح شده بود به به اسم گوشت خوك اسلامي به فروش گذاشته بود.
او از اين امر غافل بود كه ابزار و شيوه ذبح تنها عامل موجب حرام شدن گوشت نيست. مسائل و موارد بالاتري نيز موجب حرمت ميشود. او نمي دانست كه برخي حيوانات بطور ذاتي حرام و نجس هستند. برخي بطور ذاتي حرام هستند هرچند نجس نباشند و برخي نيز با وجود اينكه حلال گشوت هستند بنا به دلايل عارض شده نظير تغذيه از نجاست ممكن است (براي دوره زمانيي) حرام شوند.
آيا اين اتفاق ممكن است براي يك مسلمان نيز رخ دهد؟!. يعني ممكن است يك مسلمان امر حرامي را صرفاٌ به اين دليل كه به شيوه حلال يا با استفاده از ابزار حلالي پياده سازي شده است، حلال تصور كند.
براي مثال سود قطعي كه در نظام بانك داري ما گرفته ميشود آيا با بستن قراردادهايي نظير جهاله، سلف، مشاركت مدني و ... واقعاً حلال ميشود و ديگر جنگ با خدا نيست! تورم ساختاري كه كه توليد ميشود چطور! سينما، شهرسازي و ... چطور، قانونگذاري چطور، برنامه ريزي چطور! بالاخره در تمام اين موارد اجتماعي دست كم حقوق افرادي (حق الناس) بدون اذن آنها ناديده گرفته مي شود و يا جابجا ميشود.
چه كسي وظيفه دارد اين گونه موارد را تبيين كند؟.