در الگوي اسلامي ايراني پيشرفت، مخاطب اصلي و محور پيشرفت خود انسان است. انسان به عنوان خليفه خداوند در زمين و موجودي كه خدامند به آن كرامت داده است، خطاب اصلي است.

در اسلام نگاه به انسان از دو زاويه است كه اين دو زاويه هر دو مكمل همديگر هستند. اين مي تواند پايه و مبنائي براي همه‏ مسائل كلان كشور و نسخه‏هائي كه براي آينده‏ خودمان خواهيم نوشت، باشد. اين دو زاويه‏اي كه اسلام از آن به انسان نگاه مي‌كند، يكي نگاه به فرد انسان است، به انسان به عنوان يك فرد، به من، شما، زيد، عمرو به عنوان يك موجود داراي عقل و اختيار نگاه مي‌كند و او را مخاطب قرار مي دهد، از او مسئوليتي مي خواهد و به او شأني مي‌دهد.

يك نگاه ديگر به انسان، به عنوان يك كل و يك مجموعه‏ انسان‌هاست. اين دو نگاه با هم منسجمند، مكمل يكديگرند. هر كدام، آن ديگري را تكميل مي كند.

در زاويه اي ديگر در نگاه‌ كلان، همين انساني كه مخاطب به خطابِ فردي است، خليفه‏ خدا در زمين معرفي شده، يك وظيفه‏ ديگري به او واگذار شده و آن عبارت است از وظيفه‏ مديريت دنيا. دنيا را بايد آباد كند، «و استعمركم فيها». همين انسان مأمور است كه دنيا را آباد كند. آباد كردنِ دنيا يعني چه؟ يعني از استعدادهاي فراوان و غيرقابل شمارشي كه خداي متعال در اين طبيعت قرار داده، اين استعدادها را استخراج كند و از آنها براي پيشرفت زندگي بشر استفاده كند. در اين زمين و پيرامون زمين، استعدادهايي هست كه خداي متعال اينها را گذاشته است و بشر بايد اينها را پيدا كند...

انسان در اين نگاه دوم، وظيفه دارد استعدادهاي دروني انسان را استخراج كند، خرد انساني، حكمت انساني، دانش انساني و توانائي‏هاي عجيبي كه در وجود روان انسان گذاشته شده، كه انسان را به يك موجود مقتدر تبديل مي كند...

ايجاد عدالت، ايجاد حكومت حق، ايجاد روابط انساني، ايجاد دنياي آباد، دنياي آزاد، بر عهده‏ افراد انسان است. در اين نگاه مي‏بينيد انسان همه‏كاره‏ اين عالم است، هم مسئول خود و تربيت خود و تعالي خود و تزكيه و تطهير خود، هم مسئول ساختن دنيا. اين نگاه اسلام است به انسان.

انسان در الگو و نگاه اسلامي موجودي است هم طبيعي و هم الهي، دو بُعدي است...

در جهان‏بيني اسلام، ثروت و قدرت و علم، وسيله‏اند براي تعالي انسان.[1]



[1] - بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي‏ در ديدار دانشجويان دانشگاه فردوسي مشهد (25/2/1386)