ابتدا لازم است به اين دو سوال 1- جايگاه الگوي توسعه در فرايند اداره كشور كجاست؟ و حيطه عمل الگو چيست؟ پاسخ داده شود. تا بر آن اساس پيش شرط‌ها و احتمالاٌ مشكلات تحقق الگوي اسلامي ايراني توسعه مشخص شود.

رهبر معظم انقلاب اسلامي در مورد جايگاه الگو چنين مي‌فرمايند: « ... الگوى پيشرفت چيست؟ ما بايد اين را مشخص كنيم. اگر اين را مشخص كنيم، آن وقت در برنامه‏ريزي‌ها، اولويت‌ها، تقدم‌ها، برنامه‏ها، زمانبندي‌ها و سرمايه‏گذاري‌هاى ما اثر مى‏گذارد؛ به دنبال خود فرهنگ‌سازى مى‏آورد؛ در گفت‌وگوى نخبگان خودش را نشان مى‏دهد و به ذهنيت عامه‏ مردم سرريز مى‏شود؛ حتى در صادرات و واردات كشور اثر مى‏گذارد؛ چه چيزى را از كجا وارد كنيم؟ چه چيزى را به كجا صادر كنيم؟ [1]».

 اين رهنمود نشان مي‌دهد كه الگوي مورد نظر بايد قبل از برنامه‌ريزي، اولويت‌بندي، زمانبندي و سرمايه‌گذاري باشد. بديهي است كه براي تحقق اين مطلب، لازم است سازوكاري وجود داشته باشد كه ميزان و نحوه اثرپذيري برنامه‌ها از الگو را تعيين كرده و برنامه‌ها و اولويت‌هاي مغاير الگو را حذف نمايد.

مراحل تدوين الگو را در چارچوب حيطه عمل مي‌توان به هفت مرحله تقسيم كرد که عبارت‌اند از:

مکتب‌سازي، نظام‌سازي، چارچوب، مدل، نقشه، روش و شيوه و ابزار و وسيله.

نخستين مرحله از الگوي اسلامي- ايراني، مكتب‌ است.

يعني اصول عقايد ما(فردي، اجتماعي، شغلي، رفتاري و ...)در موضوعات و بخش‌هاي منطبق با اسلام باشد.  نمي‌توان انتظار داشت در بخشي يا حوزه‌كاري اصول مبنايي و اعتقادي منطبق با اسلام و براساس اسلام نباشد و برونداد كار اسلامي باشد.

مكتب مجموعه‌اي است که در ابتدا به تفسير انسان و جهان مي‌پردازد و سپس بايدها و نبايدهاي انساني را مشخص و معين مي‌سازد. هم نياز انسان را به جهان‌بيني مرتفع مي‌کند و هم يک نظام ارزشي براي زيستن و چگونه زيستن ارایه مي‌دهد. در واقع مکتب مجموعه جهان‌بيني و ايدئولوژي يک انسان است. هدف مرحله مكتب‌سازي شناسايي يا تدوين مجموعه قواعد (فقهی و ...)، اصول موضوعی، انگاره و اصول اساسی است. این مرحله شامل جهان‌بینی و ایدئولوژی هم می‌شود. نتیجه این مرحله مکتب فکری و اعتقادی است.

رهبر معظم انقلاب اسلامي در مورد تأثير اصول در برنامه‌ريزي‌ها چنين مي‌فرمايند: «همه آنچه كه در زمينه برنامه‏ريزي‌ها، خطوط اصلي برنامه‏ها را تشكيل مي‏دهد، يك سر اين برنامه‏هاي اصلي وصل است به آ‌بشخور انديشه اسلامي، جهان‏بيني اسلامي، تلقي و برداشت اسلامي كه اين ايمان ماست، اعتقاد ماست، دين ماست؛ براساس آن برداشت و آن تلقي است كه وظايف خودمان را مشخص مي‏كنيم و مي‌خواهيم به آنها عمل كنيم».

دومين مرحله از تدوين الگو، نظام‌سازي است.

يعني نظام‌ها و سامانه‌هايي(اداري، سياسي، تجاري، تفريحي، ورزشي و غيره) كه براي انجام امور وجود دارد. منطبق با اسلام باشد. اين سامانه‌ها بايد به گونه‌اي باشند كه مطهرات، واجبات و مستحبات را تقويت كنند و در مقابل مكروهات، و محرمات را تضعيف كنند. بطور حتم اگر سامانه‌اي با اصول اسلامي و منطبق با اسلام طراحي نشده باشد و بنايد انتظار داشت كه برونداد سامانه (حتي اگر مومن‌ترين افراد در آن فعاليت كنند)اسلامي باشد. با اندك نگاهي به دور و اطراف سامانه‌ها و نظام‌هايي را مي‌توانيد ببينيد كه اسلامي نيست و فرهنگ سازماني به گونه‌اي است كه افراد را در خود هضم مي‌كند و رفتار آنها را شكل مي‌دهد.

نظام اينگونه تعريف مي شود: نظام اجتماع يا تركيبي از عناصر يا قسمت‌هايي است كه يك هويت پيچيده يا يكپارچه را شكل مي‌دهد. همچنين به مجموعه منظم قابل درکي از حقايق، اصول، نظريه‌ها و امثال آنها در زمينه خاصي از دانش يا انديشه نيز نظام گفته مي‌شود. هدف مرحله نظام‌سازي، شناسايي يا تعيين: کارکرد اصلي نظام، عوامل موجود در يك نظام، روابط موجود بين عوامل يك نظام و ويژگي (شناسه) هر يك از عوامل است.

گام سوم تدوين الگو، ترسيم چارچوب است.

چارچوب يعني داشتن شرايط زماني و مكاني، پويايي فقه اسلامي و همچنين مبحث احكام اوليه و ثانويه در چارچوب‌ها خود را نشان مي‌دهند.

چارچوب را چنين تعريف مي‌كنيم: چارچوب، مفاهيم و ارتباطات بين ساختار و روابط درون يک نظام را براي هدفي معين، پشتيباني مي‌کند. هدف از گام ترسيم چارچوب، شناسايي يا تعيين: مأموریت نظام، چارچوب‌هاي كلي، رويكردها، ره‌نامه‌ها (دكترين)، نظريه‌هاي پايه و چشم‌اندازها و سياست‌هاي كلي است.

رهبر معظم انقلاب اسلامي در مورد چارچوب نظام اسلامي مي‌فرمايند: «در همه‌ آنچه كه در دنيا به نام دمكراسى و مردم‌سالارى شناخته مى‌شود، چارچوب وجود دارد... امتياز نظام اسلامى در اين است كه اين چارچوب، احكام مقدس الهى و قوانين قرآنى و نور هدايت الهى است كه بر دل و عمل و ذهن مردم پرتو افشانى و آنها را هدايت مى‌كند. مسأله‌ هدايت مردم يكى از مسایل بسيار مهمى است كه در نظام‌هاى سياسى رايج دنيا – به‌خصوص در نظام‌هاى غربى - ناديده گرفته شده است».[2]

گام چهارم در ترسيم الگو، تعريف و تبيين مدل‌هاست.

مدل‌ها روابط بين اجزاء يك سامانه را تبيين، ترسيم و يا تحليل مي‌كنند. مدلي اسلامي است كه روابط را براساس اسلام تبيين كند. روابط كاري، اجتماعي، اقتصادي و غيره هنگامي كه مبتبق با اسلام تبيين و طراحي شود منجر به برونداد اسلامي مي‌شود. مشروعيت روابط تنها در حوزه فردي نيست. در حوزه اجتماعي اهميت روابط و مشروعيت آن به مراتب بيشتر است. الگوي اسلامي ايراني در روابط و مدل‌هاي اجتماعي، اقتصادي و ... بايد خود را نشان دهد.

مدل فهم تعاملات پويا ي بين عناصر يک نظام  را مهيا مي‌کند هدف مرحله مدل‌سازي، شناسايي يا تعيين این موارد است: مشخص کردن رفتارهاي مورد انتظار و به‌طور كلي رفتار نظام، تحليل و تعيين روابط علت و معلولي بين عوامل نظام و در چارچوب‌هاي تعيين شده، تعيين حدود ناپايداري، تعيين شاخص‌ و موازين سنجش و تعيين رفتار و آينده‌نگري، نتيجه اين مرحله حدود شاخص‌ها و سازوکارهاي آينده‌نگري است.

مقام معظم رهبري در مورد مدل توسعه چنين مي‌فرمايند: «مدل توسعه در جمهورى اسلامى، به اقتضاى شرايط فرهنگى، تاريخى، مواريث و اعتقادات و ايمان اين مردم، يك مدل كاملاً بومى و مختص به خود ملت ايران است؛ از هيچ‌جا نبايد تقليد كرد؛ نه از بانك جهانى، نه از صندوق بين‌المللى پول، نه از فلان كشور چپ، نه از فلان كشور راست؛ هرجا اقتضايى دارد. فرق است بين استفاده كردن از تجربيات ديگران، با پيروى از مدل‌هاى تحميلى و القايى و غالباً هم منسوخ».[3]

مرحله پنجم، ترسيم نقشه و ساختار لازم است.

يعني ساختارها و عوامل دور و اطراف ما (فردي، اجتماعي، شغلي، و ...) منطبق با اسلام باشد.  نمي‌توان انتظار داشت در ساختاري منطبق با اسلام و براساس اسلام نباشد و مردم در استفاده از آن به شيوه اسلامي رفتار كنند. معماري شهري و خانه يكي از مصاديق بارزي است كه نقش ساختار را در پياده سازي اسلام بيان مي‌كند. در طراحي شهري و حتي مسكوني گذشته اين مرز و بوم دست كم دو عامل حيا و لاضرر و لاضرار رعايت مي‌شد. يعني محله و منزل حجاب داشت و مانع از بروز گناه مي‌شد. كوچه هاي منحني با افق ديد محدود رفتار اجتماعي و اخلاق اجتماعي را كنترل مي‌كرد. طراحي خانه‌ها اشراف منازل به هم را محدود مي‌كرد و طراحي دروني خانه‌ها اندروني را از قسمت مهمانان جدا مي‌كرد. البته در عين حال مهمان حبيب خدا هم بود.

نقشه فهم روابط ايستاي بين عناصر يک سيستم را مهيا مي‌کند. هدف مرحله ترسيم نقشه و ساختار شناسايي يا تعيين این موارد است: تعيين و تشخيص ساختار سامانه (عوامل، روابط بين عوامل و ويژگي هر عامل)، مهندسي عوامل (شامل تعيين ويژگي‌هاي عوامل، تعيين موقعيت عوامل و تعيين هويت عوامل) و عارضه‌يابي عوامل.

در مورد نقشه پيشرفت، رهبر معظم انقلاب اسلامی مي‌فرمايند:« ... البته نقشه‌ پيشرفت اسلامى - ايرانى چيست؟ اين بايد تدوين شود، بايد روشن شود، بايد ابعاد و زوايايش مشخص شود؛ اين كار به‌طور كامل انجام نگرفته است و بايد بشود اما همينى كه ما فهميده‌ايم كه بايد برگرديم به نقشه‌ اسلامى - ايرانى، اين خودش موفقيت بزرگى است. اين موفقيت را امروز داريم...»[4]

گام ششم در تدوين الگو تعيين روش‌هاست،

يعني اعمال ما (فردي، اجتماعي، شغلي، اداري و ...) منطبق با اسلام باشد. نمي‌توان انتظار داشت كه اعمال اجتماعي و اداري طراحي شده منطبق با اسلام و براساس اسلام نباشد و برونداد كار اسلامي باشد. رشوه يكي از اعمالي است كه از بودن آن در ادارات هميشه شكوه وجود دارد و هميشه سعي مي‌شود با خاطي برخورد شود. كمتر به فرايند انجام كار كه موجب بروز رشوه مي‌شود توجه شده است، الگوي انجام كار بايد اسلامي باشد.

روش گام‌هاي طراحي شده براي دست يافتن به هدف مديريتي، از طريق تبديل ورودي‌ها به خروجي‌ها طي منطقي مشخص است. هدف از گام تعيين روش، شناسايي يا تعيين این موارد است: فرآيند (فرآيند، رويکردي براي دست يافتن به هدف مديريتي، از طريق تبديل ورودي‌ها به خروجي‌ها است)، رويه و شيوه (رويه، يک سري از گام‌ها براي استفاده (عملياتي) کردن يک فرآيند است)،تکنيک‌ و طريق(تکنيک، روش ساخت‌يافته کامل کردن قسمتي از رويه است) و عارضه‌يابي روش‌ها.

رهبر معظم انقلاب اسلامي در خصوص روش‌ها فرموده‌اند: «در اسلام، روش‌ها بسيار مهم‌اند؛ روش‌ها مثل ارزش‌ها هستند. در اسلام همچنان كه ارزش‌ها بسيار اهميت دارند، روش‌ها هم اهميت دارند و ارزش‌ها بايد در روش‌ها هم خودشان را نشان دهند. امروز اگر مى‌خواهيم حكومت ما به معناى حقيقى كلمه اسلامى باشد، بدون ملاحظه بايد در همين راه حركت كنيم. مسؤولان بخش‌هاى مختلف، قواى سه‌گانه، مديران ميانى، همه و همه بايد سعى‌ا‌شان اين باشد كه براى كارها و پيشبرد اهدافشان، از روش سالم و اخلاقى استفاده كنند».

آخرين مرحله از تدوين الگوي اسلامي - ايراني توسعه، تعيين ابزارهاي لازم و مجاز براي استفاده در توسعه است.

يعني وسايل و ابزاري كه استفاده مي‌شود منطبق با اسلام باشد. اعتقاد داريم كه هدف وسيله را توجيه نمي‌كند. بنابراين وسايل بايد منطبق بر هدف و به شيوه حلال بايد باشند. غدا به عنوان وسيله بقا بايد پاك و مطهر باشد. ابزار كاري بايد حلال باشند و .....

 ابزار، کاربرد عملي يک روش و تکنيک را تسهيل مي‌کند. مسلم است كه هدف وسيله را توجيه نمي‌كند و خود وسايل بايد از نظر انطباق با مكتب، مورد ارزيابي قرار گيرند.

هدف تعيين ابزار، تعيين نوع و حدود ابزار دولت شامل تعيين حدود و شرايط استفاده از ابزار بودجه، تعيين حدود و شرايط استفاده از ابزار قانون و مقررات، تعيين حدود و شرايط به مشارکت‌گيري مردم و گروه‌ها و تعيين حدود و شرايط ايجاد باور و آرمان‌ مشترک می‌شود.

تحقق الگوي اسلامي ايراني پيشرفت يعني تحقق همه اين مراحل كه جزو حيطه الگو مي‌باشند. بديهي است چنانكه هر كدام از مراحل ياد شده به درستي تحقق نيابد، مصاديق و معيارهاي عمل الگو‌هاي رقيب الگوي اسلامي ايراني توسعه در آن گام به ناچار مورد استفاده قرار خواهد گرفت و در نتيجه از آن مرحله به بعد انقطاع صورت گرفته و الگوي اسلامي ايراني پيشرفت در زندگي مورد بروز نخواهد كرد.


[2] - بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامی پس از مراسم تنفيذ حكم رياست جمهورى آقاى سيد محمد خاتمى، 11/5/1380.

[3] - بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار نمايندگان هفتمين دوره‌ مجلس شوراى اسلامى، 27/3/1383.

[4] - بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار نمايندگان مجلس شوراى اسلامى، 8/3/1384.